![]() |
![]() |
|
|
از تنها شدن نترس.تو همیشه تنهایی !تنها آفریده شدی .اگه به عمق درونت سر بزنی می بینی که تویکتا و یگانه ای .هیچ اتفاقی تورو با هیچ پدیده ای همسان وبرابر نمیکنه.و این تفاوتها نشانه خلاقیت بی نظیر خالق هستی است. برای پذیرش هر چیز در هستی اشتیاق ونیاز لازمه و هر چیزی را که جذب کردی آگاه باش که بخشی از همون رو در وجودت داری! اما من از تنها شدن نمی ترسم!می دونم تنهام وتنها بودنو خیلی دوست دارم.فکر میکنم توی تنهایی خیلی بهتر خودمو می شناسمو بهتر هم میتونم آدمهای دور وبرمو بشناسم. نظر شما چیه؟ |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و نهم بهمن 1384ساعت 8:41 توسط یه لبخند |
|
|
ميترسم ازآن روزكه در امتحاني سخت ، نادانسته در گرداب ظلمت فروروم .وتو مرا فراموش كني وفريادهايم در درون خفه گردندومن در من گم گردم ميترسم ازآن روز كه سايه ي دو چشم سياه چيني غرورم رادرهم بشكنند. از سكوتي غريب ميترسم كه فقط مينگردوشكست وبقايش برايم گنگ است .ازاحساسي مي ترسم كه مرا درجهل غرقه بسازد .از آن ميترسم كه مرا به خود واگذاري و من در گرداب ظلمت فرو روم.. من ميترسم. مرا رها مكن . بيصدا فرياد ميزنم. آنچنانكه فقط تو بشنوي امروزمن درتنهايي خويش سرگردانم و من درمن گمگشته ام اسير احساسي هستم كه مخاطب آن فقط مينگرد. درپي آنم كه فراموش كنم مفهوم واژه نگاه را .درحسرت آرامش نسبي روزگار ميگذرانم تا روحم درآن روز گار آرام گيرد وزبانم به كار افتد امروز فقط دست وقلم من كار ميكند وافكار گنگ چون سدي سخت بر زبان من بسته شده. چون آغاز به گفتن ميكنم در درون بلوايي است كه مرا باز مي دارد از گفتن و خاطرات خفته رادر ذهنم مرور ميكند تاشايد باز دارد از گفتن. در حسرت آنم كه تجربه كنم واژه فراموشي را .ياخشك كنم ريشه ي همه ي احساسات را. دوست دارم يخ باشم وفقط در مقابل تو آب گردم وعاقبت در سرزمینی دور که تو در آ ن باشی، این پست رو خواهرم نوشته.
|
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و هشتم بهمن 1384ساعت 10:58 توسط یه لبخند |
|
|
بعضی وقتها فکر میکنم دیگه هیچی برا گفتن ونوشتن ندارم.فکر می کنم قبل حرف زدن وگفتن من همه حرفهای دنیا زده شده! مسخره ست نه؟
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و هفتم بهمن 1384ساعت 23:3 توسط یه لبخند |
|
|
خدایا بندگانت شکر نعمتهای تو کنند و من شکر بودن تو چرا که نعمت بودن توست |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و ششم بهمن 1384ساعت 9:36 توسط یه لبخند |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
من نگویم به درد دل من گوش کنید
بهتر آنست که این قصه فراموش کنید عاشقانرا بگذارید بنالند همه مصلحت نیست که این زمزمه خاموش کنید |
| نوشته های پیشین |
|
شهریور 1387 شهریور 1385 مرداد 1385 تیر 1385 خرداد 1385 اردیبهشت 1385 فروردین 1385 اسفند 1384 بهمن 1384 |
| آرشیو موضوعی |
|
سلام |
|
RSS
|