تبليغاتX
تقدير
شاید شبهای تابستون آرام بخشترین لحظاتی باشن که من دارم 

 
خنکای لطیف این لحظه ها فرصت خیلی چیزهارو برا م فراهم میکنه


و من میتونم بدون اینکه چیزی مانعم بشه فکر مو پرواز بدم


وتو این لحظه ها هست که حس میکنم که فکرم از این همه فکر کردن داره خسته میشه


ومن دوباره میرسم به همون جایی که نمی خواستم.


بین تمومه مشغله های روزانه ام یه اتفاقی افتاده که ازش بی خبرم.

باید فرهنگ لغاتم رو آپ کنم.

باید خیلی کارا بکنم .اول از همه................

پ.ن:دوست من!

 قبل از اینکه نشانی ات را عوض کنی تفکرت را عوض کن.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم مرداد 1385ساعت 0:2  توسط یه لبخند | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
من نگویم به درد دل من گوش کنید
بهتر آنست که این قصه فراموش کنید
عاشقانرا بگذارید بنالند همه
مصلحت نیست که این زمزمه خاموش کنید

نوشته های پیشین
شهریور 1387
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
اسفند 1384
بهمن 1384
آرشیو موضوعی
سلام
پیوندها
کشکول
رزهای سیاه
آبتنی در حوضچه اکنون
بهونه قشنگ من
يه دوست
شبکه عشق
دلتنگيهاي من تنها
شلغم فروش خندان
اينجا قانون نداره
پاييز آبي
ليست وبلاگهاي بروز شده
ميلاد
تنهاترين
خلوت شاعرانه
سكوت عشق
سوال
سهم من از چشمان او
چهل دروغ
نوشتن عادت هر شبم شده
رابطه ای نامشروع با ذهن شما
بشنو از این خموش
تقدير
نقطه سر خط
یه احساس پاک
مسافر
ساحل رویا
علیرضا(یه داداشی خندون)
جوجو
ترانه خلقت
خبرگزاری خبرنگاران آزاد ایران
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM